تبليغاتX
*ايستگاه خاطرات من*

*ايستگاه خاطرات من*

یه بلاگچه خاطرات

هشتاد و پنجمین ورق از دفتر خاطراتم

سلام   چطورین

الان از سینما برمی گردم با نگار و دوستش  چارچنگولی خندیدیم کلی

امروز امتحان شیمی داشتیم کمکی خونده بودم تمام کتاب رو صبحی رو میز و دیفال و همه جا خالی کردم یه تیکه رو گفتم بلدم و ننوشتم  زد و معلمه فقط یک سوال داد و فقط هم از همون یه تیکه که از قلم افتاده بود ( بخشکی شانس ) البته بماند که کل امتحان دفترم تو جامیز بود و دید می زدم بهش

یک شنبه امتحان دراز نشست داشتیم برای اولین بار تو عمر با عزتم دراز نشست رو از مرز ۳۰ تا گذروندم کلی ذوقیدم

فردا امتحان هندسه رو به خیر بگذرون  

فعلا

WWW.PARSTALAR.IR
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 20:8  توسط *بهار*  | 

هشتاد و چهارمين ورق از دفتر خاطراتم

 ســــــــــــــــــــــــــــلام برو بچز گل گلاب yes2.gif

بسي حال كردم امروز كلاس زبان نداشتيم يعني قرار بود داشته باشيم ولي كنسل شد

دلم عيد مي خواد girl_pinkglassesf.gif

امتحان دینی امروز رو عشق است گند زدیم رفت چند تا سوال رو مونده بودم وسط امتحان کل کتاب رو دور کردم جوابش رو پیدا نکردم

حاجي بي خيال

Hosted by ImageHost.org 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 18:34  توسط *بهار*  | 

هشتاد و سومين ورق از دفتر خاطراتم

The image “http://i20.tinypic.com/a3drgk_th” cannot be displayed, because it contains errors.ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام وای دلم تنگیده بود بره اینجا  داشتم می پکیدم دیگه دیگه از این به بعد قراره بیام مث قبلا خوب دیگه بریم شروع کنیم

امروز تو مدرسمون مسابقه ی بسکتبال بود بین بر و بچ ریاضی و تجربی  

رفتیم کلی تشویق و اینا ما می گفتیم : تجربی تیمتو بردارو برو ، توپ تانك فشفشه رياضي برنده مي شه و ... ولي اخرم با خاك يكسان شديم و ۲۰-۱۴ به نفع تجربيا بازي تموم شد كلي ضايع شديم

فعلا دوباره ميام

+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 20:43  توسط *بهار*  |