ها سلوم . چطورین
این چند روز بهترین روزای تابستون تا الان بود خیلی حالیدم 
پنج شنبه با دختر عمه هام رفتیم سینما فیلم انعکاس 
این روز ها همش می ریم خرید و این ور اون ور واسه همین سفر ( قافیه رو حال کردی !!!! ) 
جمعه که اصل حال و صفا سیتی
صبح رفتیم جشن جیم
مجریش مجری صبح بخیر ایران { رشید پوره کیه } اون بود
۴ ساعت تمام فقط دست زدیم و خندیدیم 
اقا این مادره تو ترانه مادری هم که در کمال ناباوری اینجانب مرد و حالا سوژه خنده گریه های مردم سر خاکش بود از جمله پویا و فرخنده و بهرام و ...
اینا گریه می کردن من می خندیدم 
دیروز خیر سرمون رفتیم ارایشگاه موهامون رو مرتب کنیم یکم که کوتاه کرد این مامان ما یه چیزی پروند که خیلی بلنده زنه هم زد تا ته کوتاه کرد خلاصه بماند که کلی غر غر و نق نق و گریه که من اونجا چکار کنم خلاصه اون نازنین موها رو به حرفای مامان گوش کردیم و دادیم رفت
دیشب چمدونا رو بستیم
کلی بار داریم البته نصفش اونجا خالی می شه
اخه چند تا چیز میزه که همه دادن ببریم پیش اون فامیلمون و مقداری هم کنسروه
فامیلمون گفته اونجا انقدر غذاهاش تنده که شما نمی تونید بخورید 
ما ۴ روز میسور ( پیش فامیلمون ) می مونیم و بعد هم می ریم دهلی و اطراف ![]()
امروز ساعت ۶ عصر بلیت داریم اول می ریم بحرین و ساعت ۱۱ شب هم بلیت به بنگلور ![]()
خوب فعلا من رفتم که کلی کار دارم و مامانم هم داره غر می زنه و می گه از پای اون وامونده پاشو 
خداحافظ ... ![]()

امروز تو اتوبوس داشتم راديو گوش مي كردم كه گفت يه خروسي پيدا شده كه تخم مي ذاره و دو جنسس
بنازم قدرت خدا رو ها سام عليك 
مهمونامون رفتن 
بسي دلم هواي مدرسه كرده ![]()
بسي حوصلم سر رفته 
بسي هوا گرمه 
امروز تو كلاس زبان معلمه طبق معمول دير اومد البته دير تر از هميشه حدود يه ربع
من در كمال ارامش و خونسردي نشسته بودم
حالا اين دختره كنار من هي حرص مي خورد
بعد دختره تيريپ دانشجويي و اينا به من مي گه تا كي بايد صبر كنيم اخه تو دانشگاه استاد دير بياد بچه ها مي رن
در دل گفتم باش ( اين لغت باشه يا همون OK هست كه در لفظ عاميانه اين گونه بيان مي شود )
خوش به حالت دانشگاه رفتي 
هي مي خوام اپ بلند كنم نمي دونم چي بنويسم 

سام علیک 
حال و احوال ![]()
امروز دوست مامانم به همراه همسر محترمه و دخترش از فومن اومدن خونمون
الان دیگه من تیریپ مهمون داری و اینا اومدم باپم ![]()
سر شب خیر سرمون رفتیم مهمونا رو بگردونیم رفتیم طرقبه
خیابونا رو بماند که بسی شلوغ بود
رفتیم باغ پونه و پارک جنگلی هر جا نگاه می کردی کپه کپه ( توجه کردی کپه کپه ) ادم ریخته بود 
بر و بچ من و مامان و بابا و عمه و دختر عمه و پسر عمه ( خلاصه تو بیگیر یه جماعتی )۲۱ مرداد می ریم هند پیش یکی از فامیلامون . حالا اطلاعات بیشتر رو بعدا خواهم داد 
خوب فعلا ما رفتیم 

سلام ...
اینجا مشهد وبلاگ ایستگاه خاطرات من ساعت ۳.۳۸ نیمه شب 
اقا مسافریه که از این ور و اون ور میاد مشهد
تو کلاس زبان نشسته بودیم هی در می زدن
می گفتیم کیسته می گفت مهمان هست از فلان شهر
خلاصه ۴ تا مهمون داشتیم امروز تو کلاس زبان ![]()
رفته بودیم با مامانم شلوار بخریم
بین دو تا شلوار مونده بودیم
مرده گفت بابا بحث یه عمر که نیس دو سه ماه می پوشی دوباره میای یکی دیگه می خری ![]()
بسی دلم هوای مدرسه و برو بکس رو کرده 
خوب چی بگم دیگه ![]()
فعلا ![]()

سام علیک به برو بکس گل گلاب
چند وقته نبودم ؟
راستش یه دو هفته ایه دوباره رفتم تو خط بازی سیمز و اینا
طراحی هم می کنیم و تی وی هم نگاه می کنیم
و خلاصه از تابستونمون نهایت استفاده رو می بریم و وقت سر خاروندن هم نداریم 
اومدیم بگیم ما هم زنده ایم و بیکار و بیعار می چرخیم 
اخه این اینترنت ذلیل شده ی ما هم سرعتش پایین هر بار می ری اینترنت جونش در میاد منم اعصاب ندارم و نمیام 
خوب الان من تو کافی نتم و هیچی از خاطراتم به مغزم خطور نمی کنه
به زودی میام و یه اپی از خاطراتم می کنم 
فعلا

