شنبه :
با ویدا تو کلاس می خندیدم
که با همین چشمای خودم دیدم معلمه برام منفی گذاشت
همونجا خواستم پاشم بزنم معلمه رو از وسط نصفش کنم ![]()
یکشنبه :
دبیر پرورشی هم از یک دم نمره های همه رو داده ۱۹
برو بچز رفتن اعتراض کنن
گفته : بشینین سرجاتون که همینم زیادیتونه![]()
دوشنبه :
تعطیل بودیم
حالیدم
از صبح تا عصر در حال تایپیدن تحقیق ![]()
سه شنبه :
تو درس خاطره نویسی معلم زبان فارسی گفت برای یه هفته خاطراتتون رو بنویسین ![]()
چهارشنبه :
به
چه هوای خوبی بود
صبح بارون اومده بود
منم نفس عمیق می کشیدم
خیلی کیف می داد
زنگ اول ورزش داشتیم
رفتیم تو حیاط و تو اون هوای خوب کلی نرمش کردیم
زنگ اخر پرورشی اعتصاب بود
اعتصاب حرف
به دلیل کم دادن نمره ها
اخر زنگ هم کلی با معلمه دعوا کردیم
شب یکم برف اومد ![]()
پنج شنبه :
ولنتاینتون مفالک ![]()

پ ن ۱ : بر و بچز خوشتیپ یه تحقیق در مورد شغل هوا فضا دارم
هر کی اطلاعاتی چیز میزی داره به این ابجی تون یه ندایی بده ![]()
پ ن ۲ : فردا هم باید برم کلاس زبان
ساعت ۹.۳۰ شروع می شه ![]()
پ ن ۳ : معدلم شد : ۱۹.۳۴![]()
پ ن ۴ : راستی برو بکس لینکا قاطی کرده
ببخشید بعضیاتون نیستین
تا ببینیم باز این بلاگرد ...
کی درست می شه ![]()
پ ن ۵ : فعلا

جمعه ی هفته ی پیش دوباره برف اومد
تازه برفا داشت اب می شد و هوا خوب شده بود که دوباره برف اومد
تمام زمین سفید شده بود
عصر خونه ی یکی از فامیلا سفره بودیم
منم هیچی شیمی نخونده بودم
تا ساعت ۹ همچنان داشت برف می بارید که نگار و گلناز با هم SMS زدن که فردا فقط دبستان ها و راهنمایی ها تعطیلن ![]()
اخ بسی این استاندار محترم اون شب از من فحش و ناسزا شنید
نگار گفت تا ساعت ۱۱ صبر کن شاید اخبار اون موقع بگه ما هم تعطیلیم
منم که مرغ ساعت ۱۰ خوابم برد
بدون این که شیمی بخونم
ساعت ۱۲ بیدار شدم دیدم گلناز و نگار SMS زده بودن که تعطیلیم برو خوش باش ![]()
وقتی فهمیدم تعطیلیم کلی ذوقیدم ![]()
دبیر شیمی گفت : تو پاکستان یک محل هست به تام تاج محل
بچه ها گفتن خانوم قدیم تو هند بود
معلمه هم اوم طبیعی کنه گفت ا منم گفتم هند و از این حرفا
بچه ها گفتن : حالا شاید شعبه ی دومش رو هم تو پاکستان تازه درست کردن ![]()
پ ن ۱ : فردا کارنامه ها رو می دن ![]()
پ ن ۲ : خدافظ 
سلام ...!!!
دیروز زنگ برنامه ریزی معلم پرورشی اومد گفت : یه چهار پنج نفر رو بفرستین کمک ![]()
دبیر برنامه ریزی هم گفت : کی می خواد بره ![]()
بچه ها : خانوم من ، خانوم من ![]()
دبیر : اینجوری نمیشه
خودم انتخاب می کنم ![]()
منم چون تمرینا رو حل نکرده بودم و ذره ای هم شیرین بازی و خلاصی از تمرینا گفتم من برم ![]()
ییهو دبیره گفت : خوب پ (منظورش من بودم ) بره ، اول شلوغا رو انتخاب کنم کلاس خلوت بشه ، و فلانی و فلانی و ... ![]()
من : حالا چیکار باید بکنیم ؟ ![]()
دبیره : نمی دونم
یه وقت دیدین گفتن حیاط رو جارو کنینا ![]()
من : پس یه ذخیره هم بفرستین اگه کارش سخت بود من برگردم ![]()
* یه چند تا عکس ببینیم ![]()
عابر بانکی برای غولها

تبریک یا تسلیت

قصابی و کارت اینترنت

گل هم گل افتابگردون می ترسه دلم از بارون یا رب تو شب مهتابی لیلا رو نگیر از مجنون هااااااااااااااااهاهاها هااااااااااااااااااااهاهاها بازم امشب مهتابه دل تنگم بی تابه می بینه ماه ازاون دور که یه عاشق بیخوابه عزیزم فردا دیره بیا امشب یادم کن شب و هر شب زندونی سحرا ازادم کن ......
چند روزه رفتم تو خط این شعره
همش می خونمش
الان هم داشتم گوش می دادم ![]()
دبیر فیزیک که اومد تو کلاس نمره ها رو دراورد و گفت من تا نمره های ۱۵ می گم بقیه رو نمی گم
همه مرده بودیم ( تیریپ دلهره )
گفت هر کی هم صدا زدم بلند شه
وقتی رسید به ۱۷ اسم منو گفت ییهو با خوشحالی بلند شدم
دبیره گفت چه خوشحالم هست
منم گفتم اخه من تو فکر ۱۲ اینا بودم ۱۷ شدم جای بسی تعجبه ![]()
چند روز پیش دوباره افتادم زمین
البته دم خونمون کله ی صبح
خداروشکر اون موقع کسی تو خیابون نبود و ندید منو
دستم هم خون اومد
تو مدرسه وقتی دبیر ریاضی داشت تکلیفا رو نگاه می کرد گفتم خانوم ببینین مجروح شدم افتادم زمین
اونم گفت : غصه نخور منم به درد تو دچار بودم تو همین خیابون مدرسه جلوی بچه های مدرسه افتادم زمین
از اونروز انقدر موظبم اروم راه می رم دیگه نیفتم ![]()
فردا امتحان عربی داریم
هیچی بلد نیستم
راحت و اسوده اومدم اینجا
شیمی هم باید بخونیم
فکر نکنم وقت بشه ![]()
هر چی فکر می کنم چیزی یادم نمیاد بگم ![]()
فعلا ![]()
الهی

