سلام می پرونم به برو بچز باحال و جینگیلی و تو این مایه ها چه خفلا ؟ خوب بیدین ؟ خش بیدین ؟![]()
داداشم اومد از سربازی
کلی بهش خندیدیم
یه قیافه ای شده بود که بساط خنده بود![]()
یه عالمه تحقیق دارم
واسه دینی یه تحقیق تو مایه های عالم برزخ و این جور چیزا
واسه ی برنامه ریزی یه تحقیق درمورد شغل
از اونجایی که منم به فضانوردی علاقه داشتم هوا فضا انتخاب کردم
گفته باید تحقیقتون ۳۰ ۴۰ صفحه باشه ![]()
یه خبر
: پیرترین وبلاگ نویس ، یه پیرزن ۱۰۸ سالس که توی خانه ی سالمندان زندگی می کنه و خاطراتش رو تو وبلاگ می نویسه (بابا وبلاگ نویس) ![]()
بالاخره اغما هم فینیش شد ![]()
می گن یه دختر ۲۰ ساله به تقلید از رز گاو صندوق باباش رو خالی کرده ![]()
سوال : از سریال های ماه رمضان چه چیزی فهمیدین ؟![]()
جواب : ۱۲ رابطه ی عشقولانه و ترکوندن لاو تو این سه تا سریال
: پری و موسوی
الیاس و پری
جودت و بردیا
بردیا و پژوهان
الیاس و رز
الیاس و همه
حاج یونس و هستی
فرزاد و هستی
حمید و ارام
کامرانی و شهین
مهندس و مریم
ایاز و مریم ![]()
خوب دیگه ما بریم یکم جستجو و پژوهش کنیم واسه این تحقیقامون![]()
یه تریلی اردات داریم (از فردا چارخونه شروع می شه)![]()
تو کلاس نشسته بودیم که معلم ریاضی اسم منو صدا زد که برم پای تخته دبیر فیزیک : بچه ها دیشب اغما رو دیدین ؟![]()
ما
: اره خانوم . خیلی باحال بود ![]()
دبیر فیزیک : خوب بگین ببینم چی شد ![]()
و به این ترتیب نصف کلاس به گفتن خلاصه ی اغما گذشت که البته چه خلاصه ای بود
فیلم ۳۰ دقیقه ای رو به یک ساعت کشوندن![]()
وای این معلم ورزشه دیگه کیه
نمی دونم اینو از کجا اوردن
همون روز اول که اومده دو ساعت رو مغز هممون پیاده روی کرد
خلاصه بدبختی خواهیم داشت زنگای این ![]()
پ ن ۱ : امروز تفلد داییمه (بابای نیایش)
از نیایش دیروز می پرسیدم فردا تفلد کیه ؟ می گفت : بابا ![]()
پ ن ۲ : نیایش بالاخره چند تا کلمه یاد گرفت بگه
می گه :
سر سفره می گفت : ممک (نمک)![]()
پاش رو نشون می ده و می گه : پا![]()
بهش می گیم خاله کجا بردت ، می گه : پاک (پارک)![]()
خیار رو می گه : یار ....بعضی وقتا هم به زور می گه : خیا![]()
دایی رو می گه : دای![]()
اقا جون (بابابزرگمون ) رو می گه : اقا ![]()
پ ن ۳ :کلاس ارگ اهنگ گل سنگم ![]()
پ ن ۴: داداشم هفته ی دیگه میاد ![]()
پ ن ۵ : این گربه رو ببین چه نازه ![]()
پ ن ۶: یه تریلی ارادت داریم ![]()

من و پشت سریم از هر زاویه ای به قضیه نگاه کنی اشنا دراومدیم
خودمون که دوستیم
داداشامون هم توی یک شهر درس می خونن
باباهامون هم تو سربازی با هم دوست بودن ![]()
پ ن ۱: با معلم دینی مون خیلی حال می کنم
سرکلاسش بساط خندس ![]()
پ ن ۲ : من هنوز از ناظممون می ترسم
تا می بینمش مقنعه جلو و مانتو رو انقدر می کشم تا بلکه بیاد زیر زانو (گرچه دیگه هیچی نگفت )![]()
پ ن ۳ : هوا چقدر سرده
قندیل بستیم رفت![]()
پ ن ۴ : دلم برای صهبا اندازه ی سوراخ جوراب مورچه شده ![]()
پ ن ۵ : این درسته می خوان واسه ی عید فطر ۵ روز تعطیل کنن ![]()
پ ن ۶ : چند روز پیش معلم ریاضیمون رو تو خیابون دیدم ![]()
پ ن ۷ : قابل توجه هموطنان عزیز . برقراری تماس بدون گوشی ، بدون سیم کارت ..... الیاس موبایل![]()
پ ن ۸ : دربهای اتوماتیک الیاس ![]()
پ ن ۹ : من دیگه قراره فقط هر جمعه بیام پای کامپیوتر
الان هم برم که باید به دوست جونام سر بزنم
قول می دم جمعه که بیام به همتون سر بزنم
اخه باز قضیه ی سوزش چشمام شروع شده بود و مامانم گفت دیگه نرو سراغ کامی ![]()
پ ن ۱۰ : یه تریلی ارادت داریم ![]()
سرصف واستادیم خوب همین کارا رو می کنن که دختر مردم از خونه فرار می کنه و پسر مردم معتاد می شه
بس که گیرای الکی می دن ![]()
نمردیم و نجار هم شدیم
دو تا پیچ برداشتم و میزمون رو درست کردم
ماشاالله از بند انگشتم یه هنر می باره ![]()
دیروز یه جانبازه اومد مدرسمون و کلی حرف زد و شوخی کرد و ما هم خندیدیم
می گفت تو شکمش خالیه و الان یه گلوله تو کمرشه ![]()
پ ن ۱:دارم یه رمانه دیگه می خونم به نام سحر
اشک ادم رو درمیارن این رمانا ![]()
پ ن ۲: با مدرسه می سازیم دیگه
چکار می شه کرد ؟
پ ن۳:یه تریلی اردات داریم ![]()
حلول ماه مبارک مهر ، ماه علم اموزی را به شما غنچه های علم و دانش تبریک می گویم
(با کمی تاخیر)![]()
سلام
چطمولین
امروز انقدر حرف دارم
اخه بگو تو رو چه به مدرسه
سیکلت رو که گرفتی بشین تو خونه حالیشو ببر
من داشتم تو تابستون تو خونمون پادشاهی می کردم ![]()
تو مدرسه شیش ساعت ما رو روز اول سر صف نگه داشتن
اول که کلی چرت و پرت گفتن و بعد هم که سخنان پرزیدنت محترم رو گذاشتن
و بعد از شیش ساعت ایستادن تو گرما بالاخره وارد کلاس شدیم
رفتم میز سوم کنار دیوار نشستم
یه دختره اومد و یه نگا به میز انداخت و رفت میز جلو نشست
گفتم این چه حرکتی بود کردی که بعدا دوزاریم افتاد که میزی که نشستم جامیز نداره و دوتا پیچای نیمکتش دراومده و تبدیل شده به سرسره تا میایم بشینیم سر می خوریم
اخ بد دردیه درد جامیز نداشتن ![]()
بعدا یه دختره اومد کنارم نشست که زیاد ازش خوشم نمیاد
کلی دوست جینگیلی پیدا کردم
گلنوش ، ویدا ، معصومه و فاطمه و زهرا و شادی و یکمم مونا و حورا ![]()
معلما تا میان شروع می کنن به درس دادن
فردا هم من باید برم و ۲ تا کلمه از زبان رو برای بچه ها توضیح بدم
خود معلمه اولین نفر من رو انتخاب کرد ![]()
از فردا هم کله ی صبح باید من و نگار پاشیم و خودمون تلک و تلک با انوبوس بریم مدرسه
وای تو این بدبختی مدرسه از فردا کلاس زبان هم شروع می شه ![]()
این روزا وقت خیلی کم میارم و دیگه نمی تونم بشینم پای کامی جونم ![]()
امروز معلم ریاضی داشت می گفت سعی کنین از همین اول دبیرستان برنامه ریزی داشته باشین و خودتون رو به تلویزیون عادت ندین
بعد گفت مثلا هفته ای سه تا فیلم نیگا کنین
می خواستم بگم کجای کاری که همین الان ما روزی سه تا فیلم نگاه می کنیم ![]()
من از این به بعد هر جمعه اپ می کنم و شاید نتونم خبر بدم . خودتون هر جمعه یه سری بزنیم دیگه ![]()
خوب دیگه ما بریم که کلی کار داریم



