تبليغاتX
*ايستگاه خاطرات من*

*ايستگاه خاطرات من*

یه بلاگچه خاطرات

نود و ششمین ورق از دفتر خاطراتم

سلام بچه ها .

با خبرای خوش اومدم .

داداشم رو ۱۶ تیر گرفتن و ۲۴ تیر زنگ زد و گفت باید سند بذاریم و ازادش کنیم .

چون داداشم دانشگاه بیرجند بوده تو بازداشتگاه بیرجنده و مامان و بابا یکسر یه پاشون اینجاست و یه پاشون اونجا .

الان هم رفتن واسه همین کارای سند و اینا که خداکنه امروز تموم بشه که امروز عصر راه بیفتن و فردا داداشیم رو ازاد کنن .

وای دلم براش یه ذره شده .

فعلا ....

+ نوشته شده در  شنبه 27 تیر1388ساعت 8:43  توسط *بهار*  | 

نود و پنجمین ورق از دفتر خاطراتم

سلام بچه ها .

خیلی وقت بود نبودم .

خرداد و یک ماه قبل که امتحاناش و بعد هم انتخابات و بدبختیاش و حالا بدبختی جدید

داداشم رو بازداشت کردن ( عضو انجمن شورای اسلامی بوده ) .

هممون اعصابمون خورده .

داداشی دلم برات تنگ شده .

خداکنه زود بیای .

بچه ها دعا کنید با خبرای خوب بیام .

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 تیر1388ساعت 20:9  توسط *بهار*  | 

نود و چهارمین ورق از دفتر خاطراتم

سلام

چطورین

امروز مامانم می خواد بره شمال عروسی پسر یکی از دوستاش  بسی ناراحتم چون منم دوست داشتم باهاش برم ولی خوب این مدرسه های کوفتی ....

از این به بعد شنبه ها کلی بدبختیم  اخه تا ظهر که مدرسیم  بعدش تا ساعت ۳ کلاس ریاضی تو خود مدرسه از اونجا اسکورت بریم کلاس زبان که ساعت ۴ شروع می شه تا ساعت ۶ و تا برسی خونه ۶.۳۰ یعنی دقیقا از ۶.۳۰ صبح تا ۶.۳۰ شب فکر کنم بپکم

دیروز می خواستیم امتحان " احب العربیة " رو بدیم بچه ها پای تخته نوشتن " لا احب العربیة "

هفته ی پیش همه ی امتحانا رو لغو کردیم و انداختیم این هفته که میاد البته من که خوشحال نشدم   چون دیگه حوصله ندارم بخونم ولی خودمونیم ها این معلما هم خودشون می خوان لغو بشه

خوب دیگه ما بریم

+ نوشته شده در  جمعه 28 فروردین1388ساعت 6:24  توسط *بهار*  | 

نود و سومین ورق از دفتر خاطراتم

سلام چطورین

این روزا همش یا امتحان دارین یا مهمون داریم

این روزا همش تو کلاس خوابم زنگ اخر که می شه بچه ها : بهار بیدار شو زنگ خورد بریم خونه

دوستم مهسا ازدواج کرد فعلا عقد کردن سال دیگه می خوان برن شیراز زندگی کنن ۱۵ تیر یه عروسی افتادیم

امروز جمعس ولی کلی درس دارم

تابستون می خوام

امروز کلا تو حس افسردگیم

+ نوشته شده در  جمعه 21 فروردین1388ساعت 5:23  توسط *بهار*  |